رایجترین بهانه برای انجام ندادن تحقیق کاربر اینه که وقت و بودجه نیست. ولی تحقیق لزوماً یعنی مطالعهی چند ماهه نیست. گاهی یعنی نیم ساعت حرف زدن با پنج نفر که واقعاً از محصول استفاده میکنن.
قبل از هر چیز مشخص کنید دنبال چی هستید. سوال «کاربرها از محصول ما راضیان؟» بیفایدهست چون جوابش تعارفه. سوال درست اینه: «کاربر برای اینکه سفارشش رو پیگیری کنه دقیقاً چه کارهایی میکنه؟»
توی مصاحبه از پرسیدن نظر پرهیز کنید و سراغ رفتار برید. نپرسید «این طراحی رو دوست داری؟» چون آدمها مودبن و دروغ مصلحتی میگن. بپرسید «آخرین باری که این کار رو انجام دادی، دقیقاً چی شد؟» خاطرهی واقعی خیلی صادقتر از نظر کلیه.
سکوت رو یاد بگیرید. بعد از اینکه طرف حرفش تموم شد، سه ثانیه صبر کنید. بیشتر وقتها همون جملهای که بعد از این مکث گفته میشه، ارزشمندترین چیزیه که اون روز میشنوید.
تست کردن هم لازم نیست پیچیده باشه. طرح رو بدید دست کاربر و یک کار مشخص بهش بدید. مثلاً بگید میخوای اشتراکت رو لغو کنی، انجام بده. بعد ساکت بشینید و فقط نگاه کنید. جایی که مکث میکنه، همون جای مشکله. راهنماییش نکنید، وگرنه تست بیمعنی میشه.
و از هوش مصنوعی برای مرتب کردن نتایج کمک بگیرید. متن مصاحبهها رو بدید و بخواید الگوهای تکرارشونده رو دربیاره. ولی خودتون هم متنها رو بخونید، چون جملهی طلایی معمولاً توی خلاصه گم میشه.
