توی نرمافزارهای معمولی، وقتی دکمهای رو میزنید نتیجه قابل پیشبینیه. توی محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی اینطور نیست. همون ورودی ممکنه دو تا خروجی متفاوت بده و بعضی وقتها جواب کاملاً غلط ولی با اعتماد به نفس ارائه میشه. این عدم قطعیت، هستهی همهی چالشهای طراحی این محصولاته.
اولین مسئولیت ما اینه که انتظار کاربر رو درست تنظیم کنیم. قبل از اینکه کاربر چیزی تایپ کنه باید بفهمه این ابزار چه کارهایی رو خوب انجام میده و چه کارهایی رو نه. نمونههای آماده توی صفحهی خالی بهترین ابزار برای این کارن، چون همزمان آموزش میدن و ترس صفحهی سفید رو هم از بین میبرن.
دومین نکته انتظار کشیدنه. تولید جواب زمان میبره و سکوت باعث میشه کاربر فکر کنه چیزی خراب شده. نمایش تدریجی متن در حین تولید فقط یک افکت قشنگ نیست، یک ابزار جدیه برای اینکه انتظار قابل تحمل بشه و کاربر بفهمه سیستم داره کار میکنه.
سومین نکته و شاید مهمترینشون، مسیر اصلاحه. فرض رو بذارید که جواب اشتباهه. کاربر باید بتونه راحت دوباره تلاش کنه، جواب رو ویرایش کنه، یا بگه این خوب نبود و دلیلش رو بگه. اگر تنها گزینهی کاربر شروع دوباره از صفر باشه، خیلی زود ابزار رو رها میکنه.
چهارم، منبع و شفافیت. هر جا که ممکنه نشون بدید جواب از کجا اومده. اگر سیستم داره حدس میزنه، بگید داره حدس میزنه. کاربری که بدونه کجا باید دوباره چک کنه، به محصول شما بیشتر اعتماد میکنه تا محصولی که همیشه قاطع حرف میزنه و گاهی غلط میگه.
و در نهایت، حریم خصوصی. کاربر باید بدونه چیزی که مینویسه کجا میره و چقدر میمونه. این رو نباید ته صفحهی قوانین قایم کنید. همونجا کنار فیلد ورودی، با یک جملهی ساده بگید.
